محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4097

تاريخ الطبرى ( فارسي )

كه با دشمن تلاقى كردند و با آنها نبرد كردند و كسانى از مسلمانان كشته شدند ، مسعود هزيمت شد و پيش اشرس بازگشت و يكى از شاعرانشان شعرى گفت به اين مضمون : « دستهء مسعود توفيق نيافت « حاصل آن بجز مقدارى تلاش و راه پيمايى نبود « به سرزمين خشكى رفتند كه كس آنجا نبود « و درست همانند زنبوران بودند » گويد : آنگاه دشمن بيامد و چون نزديك رسيد ، مسلمانان به مقابله رفتند و با آنها نبرد كردند و از جاى خويش بگشتند كه در اثناى آن كسانى از مسلمانان كشته شدند ، آنگاه مسلمانان هجوم بردند و ثبات آوردند و مشركان هزيمت شدند . گويد : پس از آن اشرس با كسان برفت و در بيكند جاى گرفت . دشمن آب را از آنها ببريد . اشرس و مسلمانان آن روز و آن شب در اردوگاه خويش ببودند . صبحگاهان آبشان تمام شد حفارى كردند اما آب به دست نيامد و تشنه ماندند و سوى شهرى رفتند كه از آنجا آب را از آنها بريده بودند . قطن بن قتيبه بر مقدمهء مسلمانان بود ، دشمن به مقابلهء آنها آمد كه نبرد كردند اما از تشنگى بيتاب شدند و هفتصد كس از آنها از تشنگى جان دادند و كسان توان نبرد نداشتند . در صف مردم رباب بيش از هفت كس نماند . نزديك بود ضرار بن حصين اسير شود ، از بس كه وامانده شده بود . حارث بن سريج كسان را ترغيب كرده و گفت : « اى مردم ، كشته شدن با شمشير در دنيا از مرگ به سبب تشنگى محترمانه تر است و به نزد خداى ثواب بيشترى دارد . » گويد : پس حارث بن سريج و قطن بن قتيبه و اسحاق بن محمد برادر وكيع با گروهى از سواران بنى تميم و قيس پيش رفتند و نبرد كردند تا تركان را از آب به كنار زدند و مسلمانان سوى آب شتافتند و بنوشيدند و سيراب شدند .